صفحه 1 : رویداد
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : شهرستان
صفحه 4 : فرهنگی
صفحه 5 : ایران و جهان
صفحه 6 : ورزش
صفحه 7 : فرهنگ شهروندی
صفحه 8 : رویداد
۱۳
بهمن
۱۴۰۴
شماره
۶۰۹۷
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه شهروند هگمتانه: فرهنگ شهروندی، بافت پیچیدهای از ارزشها، هنجارها، رفتارها و مسؤولیتهای مشترک است که زندگی جمعی در یک شهر را امکانپذیر، سازنده و شکوفا میسازد. این فرهنگ، صرفاً مجموعهای از قوانین مدون نیست، بلکه وجدان مشترک و اخلاق عملی است که در فضای عمومی و تعاملات روزمره تجلی مییابد. در این میان، اگر مدیریت شهری را کارگردان و قوانین را فیلمنامه بدانیم، شهروندان بازیگران اصلی این صحنه پهناور هستند. نقش آنان در ارتقای فرهنگ شهروندی نه واکنشی و منفعل، بلکه کنشی، فعال و تعیینکننده است. ارتقای این فرهنگ، بدون باور به «قدرت عمل جمعی» شهروندان و احساس «مالکیت مشترک» بر شهر، محقق نخواهد شد.
شهروندان به مثابه «کنشگران فرهنگی»: از رفتار فردی تا تأثیر جمعی
هر شهروند، با رفتارهای خرد و انتخابهای روزمره خود، در حال ساختن یا تضعیف فرهنگ شهروندی است. این نقش در چند سطح قابل مشاهده است:
* الگویابی و انتشار اجتماعی: هر فرد با رعایت اصول اولیه مانند حفظ نظافت معابر، رعایت حقوق عابران پیاده، صرفجویی در مصرف منابع عمومی (آب، برق، فضای سبز)، و احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی، نهتنها به بهبود محیط کمک میکند، بلکه به یک الگوی زنده تبدیل میشود. کودکان این رفتارها را از بزرگسالان میآموزند و همسایگان تحت تأثیر مثبت قرار میگیرند. انتشار اجتماعی رفتارهای مطلوب، قدرتمندتر از هر پوستر تبلیغاتی عمل میکند.
*نظارت همگانی و اصلاح غیرمستقیم: فرهنگ شهروندی رشد مییابد زمانی که شهروندان نسبت به محیط اطراف خود احساس مسؤولیت میکنند. تذکر محترمانه به کسی که زباله میریزد یا پارک دوبله میکند (با در نظر گرفتن ملاحظات ایمنی)، نوعی نظارت اجتماعی غیررسمی است. این عمل، نه برای ایجاد تنش، بلکه برای یادآوری هنجارهای پذیرفتهشده جمعی و حفظ حرمت فضای عمومی است. این حس که «شهر، خانه من است و دیگران هم اعضای این خانه هستند»، پایه این نظارت است.
* مشارکت فعال در نهادها و تشکلهای مدنی: نقش شهروندان فراتر از کنش فردی است. عضویت و فعالیت در شورایاریها، انجمنهای محله، سازمانهای مردمنهاد (NGOs) زیستمحیطی، اجتماعی یا فرهنگی، مجرای رسمیتری برای اثرگذاری است. این نهادها میتوانند آموزشهای محلی برگزار کنند، پروژههای بهبود محله (مانند پارکسازی مشارکتی، کتابخانه محله) را طراحی و اجرا کنند، یا به عنوان بازوی مشورتی و نظارتی با شهرداری تعامل نمایند. این سطح از مشارکت، فرهنگ شهروندی را از حالت انتزاعی خارج و به پروژههای عینی و ملموس تبدیل میکند.
*انتقاد سازنده و ارائه پیشنهاد: شهروندان آگاه، به عنوان ذینفعان مستقیم مدیریت شهری، حق و مسؤولیت دارند عملکرد نهادهای شهری را رصد کنند و انتقادات مستند و پیشنهادات عملی ارائه دهند. استفاده از سامانههای شکایات شهرداری، حضور در جلسات عمومی شورای اسلامی شهر، یا حتی نوشتن نامههای سرگشاده، بخشی از فرآیند پاسخگویی و بهبود مدیریت است. این مشارکت، مدیران شهری را نسبت به خواست واقعی مردم حساستر میکند.
چالشها و الزامات تقویت نقش شهروندان
با این حال، ایفای این نقش فعال، با چالشهایی همراه است که باید شناسایی و برطرف شوند:
* بیاعتمادی و احساس بیتأثیری: تجربیات ناموفق گذشته از مشارکت یا عدم پاسخگویی نهادها، ممکن است منجر به انفعال و بیاعتمادی شود.
* فقر آموزش شهروندی: بسیاری از شهروندان از حقوق، مسؤولیتها و مکانیسمهای مشارکت خود آگاهی کامل ندارند.
* فردگرایی افراطی: گسترش فرهنگ اولویت منافع فردی بر جمعی، مانع بزرگی برای رفتارهای مسؤولانه است.
* نبود بسترهای نهادی مناسب: گاهی ساختارهای اداری پیچیده، عدم شفافیت یا نبود کانالهای ساده و در دسترس، مانع مشارکت مؤثر میشود.
برای غلبه بر این چالشها و تقویت نقش شهروندان، سه ضلع مثلث همکاری باید تقویت شود:
* آموزش مستمر: آموزش فرهنگ شهروندی باید از مدارس آغاز شود و از طریق رسانهها، فضای مجازی و برنامههای محلی تداوم یابد. این آموزش باید مبتنی بر گفتوگو، تجربه عملی و نمایش منافع جمعی رفتارهای مسؤولانه باشد.
* شفافیت و پاسخگویی نهادهای شهری: هنگامی که شهروندان ببینند نظراتشان شنیده و در صورت امکان اجرا میشود، یا دلیل عدم اجرا به آنان توضیح داده میشود، انگیزه بیشتری برای مشارکت پیدا میکنند. موفقیت هر پروژه مشارکتی، بهترین تبلیغ برای ادامه راه است.
* تسهیلگری و توانمندسازی: نهادهای شهری باید به جای نقش صرفاً کنترلی، تسهیلگر مشارکت باشند. ایجاد سکوهای برخط ساده، تأمین منابع کوچک برای پروژههای محلی، و به رسمیت شناختن تلاشهای داوطلبانه، به شهروندان احساس قدرت عمل میدهد.
از شهروندی منفعل به شهروندی فعال
در نهایت، ارتقای فرهنگ شهروندی، پروژهای «از بالا به پایین» و مبتنی بر دستور نیست؛ بلکه فرآیندی «از پایین به بالا» و متکی بر خودتشخیص، خودسازماندهی و خودمدیریتی نسبی جامعه شهری است. شهروندان زمانی که خود را صرفاً ساکن یا مصرفکننده خدمات ندانند، بلکه شریک، ناظر و همسازنده شهر خود ببینند، آنگاه است که فرهنگ شهروندی به شکوفایی میرسد. شهری با شهروندان فعال، نهتنها منظمتر و پاکتر است، بلکه از انعطاف، تابآوری و خلاقیت بیشتری برای حل مسائل خود برخوردار است. ارتقای فرهنگ شهروندی، در حقیقت سرمایهگذاری بر روی مهمترین و پایدارترین منبع توسعه هر شهر، یعنی «سرمایه اجتماعی» آن است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
1. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: اصول مربوط به حقوق ملت و مشارکت عمومی.
2. قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران: به نقش نهادی مردم در مدیریت شهری از طریق شوراها و شورایاریها پرداخته است.
3. پاتنام، رابرت. (1384). دموکراسی و سنتهای مدنی. ترجمه محمدتقی دلفروز. تهران: انتشارات روزنامه سلام.
(کتابی کلاسیک که مفهوم «سرمایه اجتماعی» و نقش تشکلهای مدنی و اعتماد در توسعه را بررسی میکند.)
4. شارعپور، محمود. (1386). جامعهشناسی شهر. تهران: انتشارات سمت.
(فصولی از این کتاب به رابطه شهروندی، هویت شهری و مشارکت اجتماعی در فضای شهر میپردازد.)
5. طرحها و آئیننامههای مشارکتهای مردمی در شهرداریهای کلانشهرها (مانند تهران، اصفهان، مشهد): این اسناد، سازوکارهای رسمی درنظرگرفتهشده برای جلب مشارکت شهروندان را مشخص میکنند.
6. گزارشهای سازمانهای مردمنهاد (NGOs) فعال در حوزههای شهری، محیط زیست و حقوق شهروندی: این گزارشها نمونههای عینی و مطالعات موردی از اقدامات مؤثر شهروندان را ارائه میدهند.
7. سایتهای آموزشی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران و سایر مراکز پژوهشی شهری: اغلب مقالات و مطالب آموزشی در زمینه آموزش و ارتقای فرهنگ شهروندی منتشر میکنند.